تبليغاتX

JavaScript Codes

قالب و كدهاي جاوا

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس

دبستان نصر پسران

نكته هاي كليدي در مديريت كلاس درس

·        سعي كنيد چشم خود را به داشته هاي دانش آموزان بدوزيد ، نه به نداشته هاي آنان.  

·        همه به محرك نياز دارند ، تشويق نوعي محرك است .

·        اگر دانش آموز درسي را خوب بفهمد ، از آن درس و كلاس راضي است .

·        انتقاد سازنده را هميشه با بيان يكي از ويژگي هاي مثبت دانش آموز آغاز كنيد.

·        رفتار را سرزنش كنيد ، نه شخصيت را . شما را دوست دارم ، اما كار شما را دوست ندارم .

·        براي تسلط بر دانش آموزان ، ابتدا بايد بر خودمان مسلط باشيم .

·        همه ي شاگردان را حد متوسط بدانيم و انتظار معجزه از آن ها نداشته باشيم .

·        در وجود دانش آموز ضعيف يا بد ، خوبي ها را بجوييد و آن ها را تقويت كنيد.

·        هرگز دانش آموز را به كاري كه نمي توانيد ، تهديد نكنيد؛ چرا كه او طرف برنده خواهد شد.

·        فرمول تنبيه را پاك كنيد و فرمول تشويق را جايگزين كنيد.

·        بهداشت كلامي خود را رعايت كنيد.

·        دانش آموزان آن گونه كه ما مي خواهيم نمي شوند ، بلكه آن گونه كه هستيم مي شوند.

·        براي رسيدن به هدف هاي خود در كلاس ، مثبت فكر كنيد.

·        براي اثر گذاري بر دانش آموزان ، ابتدا بايد بر خواسته هاي آن ها توجه كنيد .

·        ياد ندهيم ، از هم ياد بگيريم . حاكم شدن يك سليقه ، نه شدني است نه مطلوب .

·        چشم دانش آموز به رفتار ما و گوش او بر گفتار ماست . پس بايد مواظب باشيم چه مي كنيم و چه مي گوييم .

·        با روش تدريس ديروز نمي شود دانش آموزان امروز و فردا را آموزش داد.

·        نظم كلاس نتيجه ي تدريس خوب است و تدريس خوب نتيجه ي طرح درس خوب .

·        بهترين پادزهر معلم براي بد رفتاري دانش آموز اين است كه مايل باشد به دانش آموز كمك كند.

·        براي آنكه به ذهن دانش آموز راه يابند ، ابتدا بايد به دل او راه پيدا كنيد.

·        براي آنكه به ذهن دانش آموز راه يابيد ، ابتدا بايد به دل او راه پيدا كنيد.

·        تكاليف بايد تابع توان دانش آموز باشد و مايه ي سرگرمي ، نه مايه ي عذاب .

 

منابع :

1 : مهارت هاي آموزش و پرورش ، حسن شعباني ، تهران 1372.

2 : راهبردهاي تدريس ، ترجمه سيامك محجور ، پروين غياثي ، تهران 137۹

+ نوشته شده توسط مدیریت جدید دبستان نصر . عباس نوروزی در پنجشنبه یکم اسفند 1387 و ساعت 11:39 |

این فصل را با من بخوان باقی فسانه است

این فصل را بسیار خواندم عاشقانه است

 

باز آن قیامت قامت بنشسته برخاست

پشت و پناه امت بشکسته برخاست

 

برخاست در کف تیغ طرد و ترک وحاشا

آن نوح موسی قامت یوسف تماشا

 

احیاء دین و قلع و قمع کفرو کین را

آغاز کرد آن هجرت شورآفرین را

 

رایت به قمع فتنه بیرون از نجف زد

بر امت اسلام بانگ لاتخف زد

 

چون مصطفی راهی شد ازجور عنودان

آتش بکنداز قهر درجان حسودان

 

با شور ابراهیمیان عرض ولا.....کرد

گویی حسین از کعبه قصد کربلا کرد

+ نوشته شده توسط مدیریت جدید دبستان نصر . عباس نوروزی در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 و ساعت 11:47 |

دكترعلى‏ شریعتى متفكر و اندیشمندى بود كه در یك دوره تاریخى، تأثیر فزاینده‏اى بر روى نهضت اسلامى گذاشت. شهید دكتر بهشتى با اشاره بدین موضوع، حق مطلب را ادا مى‏كند:

«دكتر در طول چند سال حساس، هیجان مؤثرى در جوّ اسلامى و انقلاب اسلامى به وجود آورد و در جذب نیروهاى جوان درس خوانده و پر شور و پر احساس به سوى اسلام اصیل، نقش سازنده‏اى داشت و دل‏هاى زیادى را با انقلاب اسلامى همراه كرد. این انقلاب و جامعه باید قدردان این نقش مؤثر باشد.»(1)

آثار دكتر شریعتى از فراز و فرودهاى بسیارى برخوردار است؛ برخى آثار وى همچون «اسلام‏شناسى متعهد با مخاطب‏هاى آشنا» و «تشیع علوى، تشیع صفوى» داراى ضعف‏هاى ساختارى و اساسى مى‏باشد، و برخى از آثار وى از جمله «على‏علیه السلام»، «فاطمه، فاطمه است» و «نیایش» را باید در رده كتاب هاى خوب و تأثیرگذار وى محسوب كرد.

برخى از سخنرانى‏ها و نوشته‏هاى دكتر شریعتى در مورد شهادت امام حسین‏علیه السلام و حادثه كربلا، از جمله آثار خوب وى به شمار مى‏رود. در این نوشتار سعى خواهیم نمود به حدّ وسع خود، دیدگاه دكتر شریعتى را در این موارد به تصویر كشیم:


1. شهید

نوع فهم دكتر شریعتى از مفهوم عالى شهید، برداشتى خالص، عمیق و ناب از فرهنگ اصیل اسلامى است. وى در تعریف كلمه «شهید» مى‏گوید:

"شهید در لغت، به معناى حاضر، ناظر، به معناى گواه و گواهى دهنده و خبر دهنده راستین و امین و هم چنین به معنى آگاه و نیز به معنى محسوس و مشهود، كسى كه همه چشم‏ها به او است و بالاخره به معنى نمونه، الگو و سرمشق است."(2)

«شهید» زنده، جاوید، حماسه ساز، عارف، آگاه، انتخاب‏گر و روزى خوار نعم الهى است و این اصیل‏ترین دریافت از متون و فرهنگ اسلامى به شمار مى‏رود، چنانچه قرآن كریم نیز بدان اشاره مى‏كند. دكتر شریعتى در جاى دیگر مى‏نویسد:

"شهید، قلب تاریخ است؛ هم چنان كه قلب به رگ هاى خشك اندام، خون، حیات و زندگى مى‏دهد، جامعه‏اى كه رو به مردن مى‏رود، جامعه‏اى كه فرزندانش ایمان خویش را به خویش، از دست داده‏اند و جامعه‏اى كه به مرگ تدریجى گرفتار است، جامعه‏اى كه تسلیم را تمكین كرده است، جامعه‏اى كه احساس مسئولیت را از یاد برده است و جامعه‏اى كه اعتقاد به انسان بودن را در خود باخته است و تاریخى كه از حیات و جنبش و حركت و زایش بازمانده است؛ شهید همچون قلبى، به اندام‏هاى خشك مرده بى‏رمق این جامعه، خون خویش را مى‏رساند و بزرگترین معجزه شهادتش این است كه به یك نسل، ایمان جدید به خویشتن را مى‏بخشد. شهید حاضر است و همیشه جاوید؛ كى غائب است؟"(3)

بخش فوق بیشتر رویكردى كربلایى دارد، بدین معنا كه دكتر با نگاه به شهیدان كربلا و فضاى حاكم بر آن، به وصف شهید پرداخته است و الا همیشه اینگونه نیست كه در جامعه‏اى منحط و رو به عقب، سیماى تابناك شهید رخ نماید. شهداى جهادهاى نبى ‏اكرم ‏صلى الله علیه و آله و امام على‏علیه السلام شاهد این ادعاست. البته مرحوم شریعتى بدین موضوع پرداخته است كه در جاى دیگر بدان اشاره مى‏كنیم.


2. شهادت‏

شهادت، بُرنده‏ترین سلاحى است كه هیچ دشمنى را یاراى مقاومت در برابر آن نیست، مرحوم شریعتى در این باره بحث‏هاى مبسوطى دارد كه براى رعایت اختصار، به گزیده‏هایى از آن اشاره مى‏كنیم.

"یكى از بهترین و حیات بخش‏ترین سرمایه‏هایى كه در تاریخ تشیع وجود دارد، شهادت است."(4)

"در فرهنگ ما شهادت، مرگى نیست كه دشمن ما بر مجاهد تحمیل كند. شهادت مرگ دلخواهى است كه مجاهد با همه آگاهى و همه منطق و شعور و بیدارى و بینایى خویش، خود انتخاب مى‏كند!... شهادت، در یك كلمه - بر خلاف تاریخ‏هاى دیگر كه حادثه‏اى است و درگیرى است و مرگ تحمیل شده بر قهرمان است و تراژدى است - در فرهنگ ما، یك درجه است، وسیله نیست؛ خود هدف است، اصالت است؛ خود یك تكامل، یك علو است؛ خود یك مسئولیت بزرگ است؛ خود یك راه نیم ‏بُر به طرف صعود به قله معراج بشریت است و یك فرهنگ است."(5)

امروز این سخنان با پشتوانه سرمایه عظیم انقلاب، جنگ تحمیلى و اندیشه‏هاى ناب حضرت امام ‏قدس سره براى نسل جدید، عادى و جا افتاده شده است؛ لیكن در اواخر سال 50 كه این سخنرانى‏ها ایراد شده، فضاى فكرى جامعه دست خوش تحولات اساسى بود و لزوم ارائه مفاهیم «حماسى اسلامى» به زبان روز و متناسب با زمان، به شدت احساس مى‏شد.

علاوه بر این، خفقان و امنیت پلیسى حاكم بر آن دوره تاریخى، بیانگر شهامت و شجاعت سخنران است؛ به طورى كه بعد از سخنرانى «پس از شهادت» در مسجد جامع نارمك، حاضران تظاهرات باشكوهى برپا كردند.

مرحوم شریعتى شهادت را به دو بخش حمزه‏اى و حسینى تقسیم مى‏كند. شهید مطهرى نیز از منظرى دیگر، بدان مى‏پردازد؛ وى در این مورد مى‏نویسد:"جناب حمزه، سیدالشهداى زمان خودش است و امام حسین‏علیه السلام سیدالشهداى همه زمان‏ها است."(6)

دكتر شریعتى در این باره مى‏گوید:"ما دو نوع شهید داریم؛ سمبل یكى حمزه سیدالشهداء، و سمبل دیگرى امام حسین‏علیه السلام است."(7)

براى روشن شدن تقسیم بندى فوق، مستقلاً به هر كدام مى‏پردازیم.


+ نوشته شده توسط مدیریت جدید دبستان نصر . عباس نوروزی در دوشنبه هفتم بهمن 1387 و ساعت 12:9 |

اساس اهمیت رفتار مادر

«اینکه رفتارمادررابرای کودک مهم برشمردیم به چند دلیل است:

1-وجود حالت تقلید یا همانندشدن درکودک : درطفل خصوصیت همانندشن است ،رفتاربزرگسالان را بدون اراده تقلید می کند،همه چیز او مهم است ،حتی جاروکردن مادر،روزنامه خواندن پدر ،نحوه نزاع دو نفر باهم.

شک نیست دراین همانندی نقش آنکس برای طفل مهم تر است که بیشتر درکنار اوست وآن مادر است .کودک همه ی حرکات وسکنات مادر را زیر نظر دارد ،اطوار واداهای اورا می بیند،چه زشت وچه زیبا آن را انجام می دهد . بخصوص که زمینه ای از تجارب قبلی برای او وجود ندارد تابراساس آن رفتاری راارزیابی کند.

خلاصه آن که شخصیت طفل براین اساس رنگ می گیرد وعادات واخلاق مادر دراونافذ می شود.

 

2- حالت کنجکاوی برای فراگیری :کودک بابسیاری از پدیده های دوروبرخود نامانوس است، به دنبال سرمشقی است که بدان تاسی کند از اوراه ورسم غذاخوردن،لباس پوشیدن ،سخن گفتن ،نظافت ،ودیگرمسائل زندگی را بیاموزد.نخستین سرمشق او مادر است زیرا که دائم درکنار اوست.

 

3- حالت قهرمان پرستی:کودکان به دنبال افرادایده آل وقهرمانان هستند می خواهند فردی ایدآل پیدا کنند ورفتار خود را با او منطبق نمایند.مادر بخصوص اگر توانسته باشد نظر کودک را بیش از دیگران به سوی خود جلب کند نخستین قهرمان زندگی در برابر چشم کودک است .طبعا" هرعملی ساده یا دشوار ،خوب یابدرااز از او تقلید وبدو تاسی می کند.

 

4-میل به شگفت آوردن: کودک خودستاست ومی خواهد تحسین دیگران را بگونه ای متوجه خود سازد،آنچه را که از بزرگسالان می بیندبیان می کند ونشان می دهد،باشدازهرچیز رفتارمادراست،تقلیدازعملیات اوزمینه وموجب خوبی برای طفل جهت نشان دادن خویش است.»(*)

 

*-همان منبع ،ص124

امام زين‏العابدين عليه‏السلام نيز ضمن بيان گوشه‏اى از زحمات طاقت‏فرساى مادر در مسير رشد و تربيت فرزند، مى‏فرمايد: «هرگز كسى را به تنهايى ياراى سپاس و تقدير از مادر نيست، مگر اينكه از خداوند توفيق انجام دادن اين وظيفه را بطلبد.»(*)

*- محمدمحمّدى رى‏شهرى، ميزان الحكمة، ج 3، ص 712.

 

«پژوهشگران غربى همچون اسپيتز (Spitz) نيز با انجام تحقيقانى، اهميت رابطه كودك با مادر را در رشد جسمانى و روانى كودك نشان داده‏اند. اسپيتز پس از بررسى كودكان جدا از مادر و كودكان در كنار مادر، نتيجه مى‏گيرد كودكان با مادر، از جنبه‏هاى رشد بدنى، ادراكى، حافظه، شناخت محيط، هوش و سرانجام، رشد اجتماعى، بر كودكان جدا از مادر برترى دارند».(*)

*-على مصباح و ديگران، روان‏شناسى رشد با نگرش به منابع اسلامى، سمت، 1374، ج 2، ص 859.

خانواده به منزله مدرسه تربيت كودك است و ايجاد شرايط مساعد در محيط خانواده به عهده پدر و مادر است. روايات اسلامى پدران و مادران را همواره به مسئوليت عظيم پرورش اطفال متوجه نموده، به آنان اندرزهاى لازم داده‏اند.

حضرت امام سجّاد عليه‏السلام مى‏فرمايد: «حق فرزندت بر تو اين است كه بدانى وجود او از توست و نيك و بدهاى او در اين دنيا وابسته به تو هستند؛ بدانى كه در حكومت پدرى و سرپرستى او مؤاخذ و مسئولى، موظفى فرزندت را با آداب و اخلاق پسنديده پرورش دهى، او را به خداوند بزرگ راهنمايى كنى و در اطاعت و بندگى پروردگار يارى‏اش نمايى، به رفتار خود در تربيت فرزندت توجه كنى؛ پدرى باشى كه به مسئوليت خويش آگاه است، مى‏داند اگر نسبت به فرزند خود نيكى نمايد در پيشگاه خداوند اجر و پاداش دارد و اگر درباره او بدى كند مستحق مجازات و كيفر خواهد بود.»  (*)

*- محمّدتقى فلسفى، گفتار فلسفى: كودك از نظر وراثت و تربيت، بخش دوم، چ 18، تهران، هيئت نشر معارف اسلامى، 1367، ص 3.

بنابراين، مرد و زن يعنى پدر و مادر، هر دو مسئول هستند. اما فرهنگ‏سازى كودك چگونه است؟

 

+ نوشته شده توسط مدیریت جدید دبستان نصر . عباس نوروزی در پنجشنبه سوم بهمن 1387 و ساعت 8:20 |
زیانی وخود فراموشی

در جلسه ای خصوصی که آیاتی از قرآن کریم را تفسیر می کردم ، برای اولین بار به این نکته بر خورد م که قرآن گاهی  تعبیرات خاصی در باره برخی از آدمیان به کار می برد از قبیل (خود زیانی ) یا خود فراموشی ). مثلا می فرماید :  قد خسروا انفسهم وضل عنهم ما کانو یفترون .

همانا خود را باخته ومعبود های دروغین از دستشان رفته است .

یا می فرماید :  قل ان الخاسرین الذین خسروا انفسهم .

بگو زیان کرده وسرمایه باخته آن است که خویشتن را زیان کرده وخود را باخته است .

ویا در مواردی می فرماید : نسوا الله فانسیهم انفسهم .

از خدا غافل شدند وخدا را از یاد بردند ، پس خدا خودشان را از خودشان فراموشاند وخودشان را از خودشان غافل ساخت .

برای یک ذهن فلسفی این سوال پدید می آید که مگر ممکن است انسان خود را ببازد ؟ باختن از دست دادن است ونیازمند به دو چیز است : یکی (بازنده ) ودیگر (باخته شده واز دست رفته ) . چگونه ممکن است انسان خود را زیان کند وخود را ببازد وخود را از دست بدهد ؟ آیا این تناقض نیست ؟

مگر ممکن است انسان خود را فراموش کند واز یاد ببرد ؟ انسان زنده  همواره غرق در خود است ، هر چیز را با اضافه به خود می بیند ، تو جهش قبل از هر چیز به خودش است ، پس فراموش کردن خود یعنی چه ؟

بعد ها متوجه شدم که این مساله در معارف اسلامی ، خصوصا دعاها وبعض از احادیث وهمچنین در ادبیات عرفانی اسلامی وبلکه در خود عرفان اسلامی ، سابقه زیاد وجای بس مهمی دارد . معلومم شد که انسان

 احیا نا خود را با ( نا خود ) اشتباه می کند و( ناخود ) را( خود ) می پندارد آنچه به خیال خود برای «خود» می کند در حقیقت برای (نا خود ) می کند و خود واقعی را متروک ومهجور واحیانا ممسوح می سازد

    مثلا آنجا که انسان واقعیت خود را همین (تن ) می پندارد وهر چه می کند برای تن وبدن می کند ، خود را گم کرده وفراموش کرده وناخود را خود پنداشته است . به قول مولوی مثلین مثل کسی است که قطعه زمینی در نقطه ای دارد ، زحمت می کشد ومصالح وبنا وعمله می برد آنجا را می سازد ورنگ وروغن می زند وبه فرشها وپرده ها مزین می نماید  اما روزی که می خواهد به آن خانه منتقل گردد یکمرتبه متوجه می شود که به جای قطعه زمین خود یک قطعه  زمین دیگر که اصلا به او مربوط نیست ومتعاق به دیگری است  ساخته وآباد کرده ومفروش ومزین نموده وقطعه زمین خودش خراب به کناری افتاده است :

در زمین دیگران خانه مکن                    کار« خود »کن کار« بیگانه »مکن

کیست بیگانه ؟« تن»                             کز برای اوست غمناکی  تو

تا تو را چرب وشیرین می دهی                گوهر جان را نیابی فربهی

در جای دیگر می گوید :

ای که در پیکار «خود» را باخته              دیگران را توز« خود » نشناخته

تو به هر صورت که آیی بیستی                که منم این ، والله این تو نیستی

یک زمان تنها بمانی تو زخلق                  در غم واندیشه  مانی تا به حلق

این تو کی باشی ؟ که تو آن اوحدی           که خوش وزیبا وسرمست خودی

امیر المومنین علی علیه السلام  جمله ای دارد که بسیار جالب وعمیق است . می فرماید :

عجبت لمن ینشد ضالته وقد اضل نفسه فلا یطلبها

تعجب می کنم از کسی که در جستجو ی که در جستجوی گمشده اش بر می آید وحال آنکه «خود » را گم کرده ودر جستجوی آن بر نمی آید .

عزیزان این بحث ادامه دارد با ماباشید 

+ نوشته شده توسط مدیریت جدید دبستان نصر . عباس نوروزی در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 و ساعت 11:21 |

روز سوم محرم - حضرت رقیه و حربن یزید ریاحی

 

روز سوم محرم الحرام
و فرستاد نزد امام حسين علیه السلام كه براى چه به اين جا آمده ايد. آن حضرت جواب داد: براى آنكه اهل كوفه به من نامه ها نوشتند و مرا به اينجانب طلبيدند، به تفصيلى كه در مقاتل نوشته شده و روز به روز لشكر به جهت يارى او وارد شد
حر بن یزید ریاحی و شهادت در کربلا
حر بن یزید ریاحی که از سپاه کوفه به سپاه امام حسین علیه السلام ملحق شده و توبه کرده بود، با شادمانی به استقبال شهادت رفت و فرزند پیامبر را یاری کرد. او نزد امام رفت و گفت:« من اولین کسی بودم که راه را بر تو گرفتم. به من

 

ادامه روز سوم محرم

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 18:55  توسط اثیر کربلائی |  نظر بدهید



روز دوم محرم - ورود کاروان امام حسین به کربلا

ورود امام‌ حسین‌(علیه السلام) به کربلا و علم‌ به‌ شهادت‌
از باورهای‌ پرسش‌انگیز شیعه‌، علم‌ امام‌ حسین‌(ع) به‌ شهادت‌ خود و یارانش‌است‌. این‌ پرسش‌ دربارة‌ علم‌ دیگر امامان‌ به‌ شهادتشان‌ نیز گفته‌ می‌شود؛ چراامیرالمؤمنین‌(ع) که‌ می‌دانست‌ به‌ شهادت‌ می‌رسد به‌ مسجد رفت‌ و به‌
ورود به سرزمین كربلا
چون صبح شد، امام حسین ـ علیه السّلام ـ فرود آمد و نماز صبح خواند. دوباره سوار شد و با یاران خود سمت راست را پیش گرفت. می‌خواست یاران خود را از سپاه حر جدا كند، حر نیز می‌آمد و امام و یارانش را مانع می‌شد و می‌خواست آنان را

ادامه مطلب ورود کاروان امام حسین به کربلا

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 10:7  توسط اثیر کربلائی |  نظر بدهید



روز اول محرم - حضرت مسلم بن عقیل

خبر شهادت مسلم و برخورد امام حسین (علیه السلام)

شهادت مسلم‏ بن عقیل، هانی‏ بن عروه و عبدالله یقطر، امام را ناراحت كرد و امام فرمود: «انا لله و انا الیه راجعون‏» و اشك در چشمانش حلقه زد. چندین بار، برای مسلم و هانی از خداوند رحمت طلبید و گفت: «خدایا برای ما و پیروانمان

 

 

مسلم بن عقيل سفیر شهادت (1)
در اين زمينه عقيل رقيبى نداشت . امام على - عليه السلام - براى انتخاب همسرى كه بزرگ زاده باشد با وثوق به راءى صائب و بصيرت تام برادر در امور زنان ،زمام اختيار را به او سپرد. عقيل هم در انتخاب تاريخى خود،سربلند از بوته امتحان

ادامه مطلب حضرت مسلم بن عقیل

 

+ نوشته شده توسط مدیریت جدید دبستان نصر . عباس نوروزی در جمعه سیزدهم دی 1387 و ساعت 19:3 |

اعظم الله اجورنا و اجوركم


سلام عليکم


... اشک را گوييد ببارد آنچنانکه رنگ خون گيرد و غم را گوييد بسوزاند آنچنانکه به افلاک رسد و سينه را گوييد چاک چاک گردد بدان صورت که دوباره شدن نتواند کوه ها را گوييد که به هم آيند و آسمان فروريزد و عرش را که به فرش دوخته گردد خورشيد نفروغد ماه نتابد و ستارگان به زمين ايند اسرافيل را گوييد که در صورش انچنان بدمد که زندگان از غمش بميرند و مردگان به عزايش برخيزند و اين المفر سر دهند و هستي قيامتي زودرس را مشق کند که چنين جسارت عظمايي بر پاکاني از تبار ذهب عنکم الرجس روا داشته شد ...
عرشا چگونه ديدي رفتن مهمان ليله المعراج را و زمان چگونه تحمل کردي بضعه الرسول را با ونه اي کبود بين در و ديوار ....
و چگونه گذشتي از غريبي علي؟ آن زمان که تنها پيکر همسرش را تغسيل مينمود و چه طاقتي بود ترا آندم که بر زانوان خسته علي مظلومانه ,حسنين نشسته بودند و در غم پزمرده شدن ياسشان آرام ميگريستند...
و اي خورشيد چه طلوعي بود آندم که ذوالفقار را بي علي ديدي؟ و ذکر فزت اش را شنيدي...
و چه حال حال شدي آندم که بر تو گفتند مگر علي نماز هم ميخواند؟! و اي زهر با چه جسارتي جگر پاک فرزند خيبر را تکه تکه کردي که امان از او بريدي ...
و اي خنجر آفرينت باد ! که بوسه گاه ختم رسل را نشانه رفتي و مگر قفاي سبط النبي همان حرمت را نداشت؟!!
و اي آب اي آب اي آب ...چگونه قطره اي از درياي بيکرانت را از سکينه دريغ نمودي؟ و اي ريگ ها چگونه بر تن سبط النبي نشستيد و از خون از قفا ريخته اش رنگين شديد؟ و اي نيزه ها با کدام توان گريه دخت سه ساله بزرگ مظلوم جفا ديده از کوفيان بي وفا را تحمل کرديد؟....
آسمانا تسليتت باد فراق يار و ارضا مبارکتت باد وصال يار و در آغوش گرفتن حضرتش ...
و امروز مصيبتش را به غم نشينيم تا مگر شفاعت کند ما را در يوم الورود ...

+ نوشته شده توسط مدیریت جدید دبستان نصر . عباس نوروزی در چهارشنبه یازدهم دی 1387 و ساعت 20:26 |

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمدوآخر تابع له علي ذلك،اللهم العن العصابة التي جاهدت الحسين وشايعت و بايعت وتابعت علي قتله،اللهم العنهم جميعا...

 

+ نوشته شده توسط مدیریت جدید دبستان نصر . عباس نوروزی در چهارشنبه یازدهم دی 1387 و ساعت 15:23 |

"واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا"

علی، حبل الله المتین

 

واقعه غدير حادثه اى تاريخى نيست كه در كنار ديگر وقايع بدان نگريسته شود. غدير تنها نام يك سرزمين نيست. يك تفكر است، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكايت مى كند. غدير نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلايه داران امامت است.

آرى غدير يك سرزمين نيست، چشمه اى است كه تا پايان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشيدى است عالمتاب.

 غدير، روز حماسه جاويد، روز ولايت، روز امامت، روز وصايت، روز اخوت، روز رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضايت و صراحت ‏شناخته شد. روز نعمت، روز شكرگزارى، روز پيام رسانى، روز تبريك و تهنيت، روز سرور و شادى و هديه فرستادن، روز عهد و پيمان و تجديد ميثاق، روز تكميل دين و بيان حق، روز راندن شيطان، روز معرفى راه و رهبر، روز آزمون، روز يأس دشمن و اميدوارى دوست و خلاصه روز اسلام و قرآن و عترت، روزى كه پيروان واقعى مكتب حيات‏بخش اسلام آن را گرامى مى دارند و به همديگر تبريك مى ‏گويند.

 

... الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا ...

امروز (روز غدير خم) دين شما را به حد كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و اسلام را بعنوان دين براى شما پسنديدم. سوره مائده آيه 3.


سنديت واقعه غدير خم

مرحوم علامه امينى در کتاب الغدير خود نام راويان حديث غدير را به ترتيب زمان زندگى ذكر كـرده اسـت:
در ميان اصحاب رسول خدا (ص ) 110 نفر
، در ميان تابعين 84 نفر، در ميان علماى قرن دوم هجرى 56 نفر، در ميان علماى قرن سوم هجرى 92 نفر، در ميان علماى قرن چهارم هجرى 43 نفر، در ميان علماى قرن پنجم هجرى 24 نفر، در ميان علماى قرن ششم هجرى 20 نفر، در ميان علماى قرن هفتم هجرى 21 نفر، در ميان علماى قرن هشتم هجرى 18 نفر، در ميان علماى قرن نهم هجرى 16 نفر، در ميان علماى قرن دهم هجرى 14 نفر، در ميان علماى قرن يازدهم هجرى 12 نفر، در ميان علماى قرن دوازدهم هجرى 13 نفر، در ميان علماى قرن سيزدهم هجرى 12 نفر، در ميان علماى قرن چهاردهم هجرى 19 نفر.

حديث غدير در کتب معتبر اهل سنت از جمله در کتاب «مسند» امام احمد حنبل، در «سنن» ترمذى، «مسند احمد» و در «مستدرك» حافظ ابن عبداللّه حاكم نيشابورى به مضامين مختلف ذکر شده است.

يادى از نويسنده «الغدير»

نام علامه امينى قدّس ‏سرّه، و كتاب گرانسنگ او «الغدير» پيوند ناگسستنى با موضوع ولايت اميرمؤمنان على عليه ‏السلام پيدا كرده است و همانند واقعه غدير در تاريخ جاودان شده است و اينهمه نبوده است مگر به خاطر صفا، اخلاص و ارادت بى ‏نظير او به اهل ‏بيت عصمت و طهارت، عليهم ‏السلام، بويژه مولاى متقيان على، عليه ‏السلام، در ايام عيد ولايت ياد اين شيفته ولايت را نيز گرامى مى ‏داريم.

الحمد لله الذي جعلنا من المتمسکین بولایت اميرالمومنين و الائمه عليهم السلام


مطالب زیر را در ادامه مطلب مطالعه بفرمائید.

+ نوشته شده توسط مدیریت جدید دبستان نصر . عباس نوروزی در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 و ساعت 12:33 |

باراکنامه

بیا بشین کنار ِ من عزیزم
تا من دیگه این همه اشک نریزم

می خوام بگم تو خوشگلی تو ماهی
عیب نداره اگه یه کم سیاهی

***

می گن که رفته توی کاخ سفید
سیاهی که آورده با خود امید

همه شدن خوشحال و شاد و شنگول
باراک جونم شکسته شاخ یک غول

شده رییس جمهور ِ یک کشوری
میکشه از عراق بیرون لشکری

گوانتانامو رو می یاد می بنده
پر میکنه چاهی که بوش می کنده

حل می کنه بحران اقتصادی
در میاره دنیا رو از کسادی

می گن که چون باباش مسلمون بوده
یه آدم با دین و ایمون بوده !!

دیگه داره هوای مسلمین رو
میگیره تحویل دیگه مومنین رو !!

گفته چاوز باراک خودش یه مرده
روسا میگن دشمن جنگ سرده

به ایرونیا میگه پاشین بیاین
هواپیما ندارین!؟ با یه ماشین بیاین

کنیم با هم مذاکره ٬ گفتگو
کدورتا رو ما کنیم شستشو

میگه بیاین٬ اینم غنی سازی تون
برین پی کار ِتون و بازی تون

اوضاع دنیا دیگه راست و ریسته
زندگی تو افریقا!؟ بیسته بیسته !!

هرکی که اون یکی رو دوست میداره
دستاشونو تو دست هم میذاره !!!

***

آهای آهای بیدار شین اهل دنیا
بیدار شین از خواب نباشین تو رویا

درسته شادم من از انتخابش
جنگ شده کمتر دیگه احتمالش

درسته که دموکراتا بهترن
بد میونِ یک بد و یک بدترن

ولی زیادی نباشین امیدوار
بزارین اول اون بیاد سر ِ کار

تا که نگیم چی شد چی فکر میکردیم
از خوبیاش چیارو ذکر میکردیم

من که میگم باز نباشین امیدوار
باراک حسین نیست واسمون یه غمخوار

+ نوشته شده توسط مدیریت جدید دبستان نصر . عباس نوروزی در جمعه بیست و دوم آذر 1387 و ساعت 20:1 |